آیا میتوان اجازه داد که دشمنان ایران با استمرار این وضع، هرلحظه فشاری فراتر از اقتصاد و سیاست به ما وارد کنند؟ فشار و باری که روان ملت و مدیران را میفرساید و جنگ و جنگطلبی، خشونت و فاجعه را همانند شمشیری بر بالای سر ایران و ایرانی نگاه میدارد؟ یکی از واپسین سخنرانیهای رهبر فقید و شهید به دولت و رئیس جمهور، ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» بود. این توصیه و بلکه دستور، رویکردی است که رهبر انقلاب هم دارند و به معنای آمادگی کامل نیروهای لشکری برای مدافعه و پاسخ به دشمن؛ و همزمان، فعال شدن دیپلماسی خروج از شرایط اضطراری است؛ مقابله زیرکانه با جنگ و ترفندهای ناجوانمردانه و ویرانگر دشمن.
ما در پی امنیت و صلح بوده و هستیم و جنگ ما دفاعی است. اصل مذاکره، همواره بخشی از مبارزه است و برای هیچ خردمند و صاحب تجربهای این اصل نادیده گرفته نمی شود. مذاکره و انعقاد پیمان با دشمنان، یک سنت دینی نیز هست و لازم نیست بگویم که پیامبر بزرگ و نازنین اسلام در صلح حدیبیه، چگونه شرایط را برای توسعه اسلام و فراغت مسلمانان و مؤمنان فراهم کردند. افراد باسواد و آگاه به تاریخ از نامهها و مذاکرات امیرالمؤمنین علی(ع) با اصحاب جمل و لشکر و رهبران صفین و حتی خوارج اطلاع دارند. امام حسن(ع) پیمان نامهای برای حفظ شیعیان و صالحان امضا کرد که در تواریخ مسطور است. حتی سیدالشهدا(ع) برای دلالت سپاه ناجوانمرد یزید، بارها پیام داد و مذاکره فرمود. سیره ائمه شیعه این بوده و باید باشد. تاریخ و دستور و سیره آن بزرگواران روشن است. مرزبندی با دشمنان و در عین حال، رویکرد صالحانه و مصلحانه برای جلوگیری از خونریزی و خشونت و در پایان، نبرد دلیرانه تا آخر.
این چند خط را به اجمال نوشتم تا به داعیان جنگ و انتقام و مدعیان خیانت بودن مذاکره هشدار دهم که نه به سیره ائمه تأسی دارید و نه به دلالت و فرمان رهبرشهید و جانشین ایشان. تهدید و تهمت را با شعارهای نامربوط و غیرقابل توجیه بر علیه سیاستگران و بهترین مدیران سیاسی رواج داده اید و مردمانِ در صحنه را، با این شعارها از اصل واقعه و حقایقی که در مملکت وجود دارد دور می کنید. این رسم و عهد را اگر بگذارید و محکم کنید و ادامه دهید، دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و هیچ مدیر و سیاستمداری، شجاعت و مجال ابداع و ابتکار برای صلح و پیشگیری از صدمات جنگ را نخواهد داشت.
در سایت رئیس جمهور مسعود پزشکیان، یادداشت مهمی منتشر شده بود که از فرط بداهت، شگفت انگیز به نظر می رسید. عنوان آن با اشاره به سخن و عبارتی از وزیر کاردان و خردمند عهد فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار چنین است: «کدام مردی و کدام نامردی؟/ پاسخی به منتقدان مذاکرات برای پایان جنگ». عجیب است که تلاش برای صلح، در ایران و جلوگیری از تخریب بیشتر کشور گرامی و کل منطقه، نیازمند چنین احتجاجات و مجادلاتی باشد. جنگ برهان ندارد. عبارت بالا با اشاره به نامه صدراعظم دانا که توسط جنگ طلبان نابخرد و پرمدعا از کار برکنار و ناکام شد، اشاره دارد.
قائم مقام فراهانی به فرمان و دست حاسدان و بلکه قدرت طلبان و منفعت جویان به شهادت رسید و عین نوشته او چنین است: «... ما همیشه همه جا صلاح کل را منظور می کنیم نه صلاح خود را. لکن ارباب ننگ و نام از هیچ چیز نباید بترسند مگر از زیان زبان عوام و ما اگر از این یک فقره احتیاط کنیم ننگ ما نخواهد بود.» قائم مقام این نامه را خطاب به میرزا محمدعلی آشتیانی، نماینده دولت ایران در مذاکرات ارزنه الروم نوشته است. در آخر نامه و پس از بیان شعارها و رفتارهای عوامانه، با دوراندیشی دستور میدهد: «... اگر خدا نخواسته دست آن عالیجاه از دامن هر چاره و گریز کوتاه شود تا این حد هم اذن و اجازت میدهیم که الفاظ مبهمه و فقرات ذواحتمالین در فصلی که موقع ذکر این مطلب است بزور میرزائی و قوه انشائی بگنجاند، که راه سخن برای ما باقی بماند و این تصرف و تسلطی که حالا داریم سلب نشود و از روی عهدنامه بحث بر ما وارد نیاید و این آخرالدواء و آخرالعلاج است و معلوم است که هرگاه طورهای دیگر ان شاءالله تعالی از پیش برود البته البته بهتر و خوبتر و باشکوهتر خواهد بود و همچنین جاهاست که از دست دبیر و خامة تدبیر زیاده از هزار نیزه و شمشیر توقع خدمت میتوان داشت.»
چرا باید تذکر داد و درخواست کرد که دیپلماسی و تدبیر هم لازم و بلکه گاه مؤثرتر از جنگ افزار عمل میکند. البته افسران دلیر و سربازان و لشکریان و جنگ افزارهای ما باید یک لحظه غفلت و تردید نداشته باشند و دست خدا و پشتیبانی و دعای ملت همواره همراه آن جان به کف نهادگان باشد. اما چرا راه عبور را تنگ میکنید؟ چرا باید در سایت رسمی رئیس دولت بنویسد: «تلاش رئیس جمهوری اسلامی ایران برای خروج از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» یا «همان جنگ بی پایان، ظاهراً نه تنها در میان دشمنان ایران مخالفانی جدی دارد، بلکه بین دوستان هم به خوبی درک نشده است... و الخ»
آیا نباید از دولت در حال جنگ حمایت کرد؟! اگر مشکلاتی در داخل کشور پیش آید، چه کسانی جوابگو هستند؟ و اگر در عرصه بینالملل ایران را بیصدا و فاقد استدلال معرفی کنند، این دعواطلبان در کجا حسابی پس خواهند داد؟ کما اینکه در جنگهای ایران و روس، به وقت سختی و گیر و گرفت، پراکنده و مخفی شدند تا باز هم قائم مقام برکنار شده مذاکره کند و از صدمات بیشتر جلوگیری نماید.
ما همواره بر مقاومت قدرتمندانه در برابر دشمنان آمریکایی و صهیونی تأکید داریم. هر مستعمره و متحد آنان نیز در تیررس موشک های ایران خواهد بود که همچون صاعقه بر سرهاشان فرود خواهد آمد. این رویکرد اما، بدون سیاست و دوراندیشی، ممکن است تضعیف شود و چنین مباد. سخن آخر این که، ذهن آشفته تندروهای بیمنطق و مخالف خوانان و بازیگردانان آنها، این استدلال و حجت را نخواهد پذیرفت. رقابت و نگاه به صندلیهای قدرت آنان را به راه ناصواب میبرد. اما ملت شریف و مقاوم و دانا باید هشیار باشند. نیروهای لشکری و کشوری، نظامی و سیاستمدار، همه یک ارتش واحد هستند و مبادا نااهلان در آن رخنه و روزنی ایجاد کنند. و دست و زبانشان بریده باد.
قائم مقام در همان نامه نوشته است: «جناب اقدس الهی جربزه و کیاستی در خلق اینجا آفریده که از تأنی و آرام و تعلم و تعلیم آنها هزار بار بهتر و با نفعتر است.»
من راقب الناس لم یظفر بحاجته
و فاز بالطیبات الفاتک اللهج
آن که به دنبال شهرت و جلب توجه دیگران است، هرگز موفق نخواهد شد، آن که با اراده و توانمند است به خوشی و موفقیت دست خواهد یافت. والسلام